خرید بک لینک

** چنانچه تمایل به مطالعه دقیق رمزگشایی خط میخی دارید، کتاب زیر را دانلود کنید:

رمزگشایی خط میخی پارسی باستان

رمزگشایی خط میخی پارسی باستان

رمزگشایی خط میخی

خط میخی چگونه رمزگشایی شد؟

رمزگشایی خطی که هیچ شناختی از مبحث، جهت و زبان نوشتار آن نداریم چگونه ممکن است؟

چکیده‌ی رمزگشایی خط میخی پارسی باستان

گروتفند در سال 1802 با مرور دو کتیبه‌‌ متعلق به داریوش و خشایارشا، توانست واژه‌ی شاه را که چندین بار تکرار شده بود؛ مانند گزاره: "... شاه بزرگ، شاه شاهان، فرزند شاه ... " تشخیص دهد و سپس با شناسایی نام ویشتاسپ، داریوش و خشایارشا در این دو کتیبه، تعداد ۹ نشانه از نشانه‌های خط میخی پارسی باستان را به درستی شناسایی کند.

آغاز داستان رمزگشایی

۱- بازدیدگران تخت جمشید (چهل‌منار)

در حقیقت نام عمومی و رایج تخت ‌جمشید - مکانی که غربی‌ها از دیرباز آن را پرسپولیس (Persepolis) نامیده‌اند - تا پیش از سده هجدهم میلادی، چهل‌منار بوده و پس از آن عنوان تخت جمشید جای چهل‌منار را گرفت. این مکان به تخت کیخسرو و خانه دارا نیز مشهور بوده.

فهرست نام بازدیدگران تخت جمشید، از آغاز (سده ۱۴) تا اتمام سده ۱۸ میلادی:

۱- اُدُریک(Odoric) : مبلغ ایتالیایی سال ۱۳۲۰

۲- باربارو (Giosafat Barbaro): سفیر ونیزی سال ۱۴۷۲

۳- دوکت (Geoffrey Ducket): سال ۱۵۶۹

۴- دوگووآ (Antonio de Gouvea): سفیر پادشاهی پرتغال، سال‌های ۱۶۰۲، ۱۶۰۸ و ۱۶۱۳

۵- دن گارسیا دسیلوا (Don Garcia de Silva Figueroa): سفیر اسپانیا در اواخر سال ۱۶۱۷ به ایران آمد و نخستین کسی است که دریافت ویرانه‌های تخت جمشید همان پرسپولیس پرآوازه است.

۶- پیه‌ترو دلاواله (Pietro Della Valle): این گردشگر ایتالیایی در سال ۱۶۲۱ از ویرانه‌های تخت جمشید دیدار کرد و برای نخستین بار، از پنج نشانه خط میخی (به گفته‌ی خودش، پنج نشانه پرتکرار) Kay/x رونوشت برداشت که در سال ۱۶۵۷ در دسترس قرار گرفت. او با دقت در جهت و امتداد میخ‌ها، به درستی دریافت که جهت نوشتاری خط میخی از چپ به راست است.

۷- فُن پوزر (Heinrich von Poser): سال ۱۶۲۴

۸- هربرت (Thomas Herbert): گردشگر انگلیسی سال ۱۶۲۷

۹- ماندلسلو (Mandelslo): ماجراجوی آلمانی سال ۱۶۳۸

۱۰ اشپیلمن (Cornelis Speelman): سال ۱۶۵۱

۱۱- دلاند (Daulier Des Landes): جهانگرد فرانسوی سال ۱۶۶۵

۱۲- شاردن (Jean Chardin): در سال‌های ۱۶۶۶، ۱۶۶۷ و ۱۶۷۴ از تخت جمشید و برای نخستین بار نسخه جدید دقیقی از کتیبه داریوش شاه بزرگ در تخت جمشید (DPc) تهیه و در سال ۱۷۱۱ منتشر نمود.

۱۳- تاورنیه (Tavernier)

۱۴- فلاور (Samuel Flower): نماینده‌ی شرکت هند شرقی بریتانیا در ایران سال ۱۶۶۷

۱۵- اشترویس (Struys): ملوان و گردشگر هلندی سال ۱۶۷۲

۱۶- فرایر (John Fryer): پزشک و گردشگر انگلیسی سال ۱۶۷۷

۱۷- انگلبرت کمپفر (Engelbert Kaempfer): پزشک آلمانی در سال ۱۶۸۶ و نخستین کسی است که عنوان خط گُوِه‌ای - گُوِه‌شکل (واژه لاتین Cuneatae معادل Cuneiform انگلیسی) را به این خطوط - آنچه ما میخی می‌خوانیم - نسبت داد.

۱۸- دبروین (Cornelis De Bruijn): گردشگر هلندی در سال ۱۷۰۴ به مدت سه ماه در تخت جمشید مشغول بود و در سال ۱۷۱۴ دو کتیبه‌ی سه زبانه‌ی جامع در تخت جمشید که متعلق به داریوش (DPa) و خشایارشا (XPc) بودند را منتشر کرد.

۱۹- نیبور (Carsten Niebuhr): ریاضی‌دان دانمارکی در سال ۱۷۶۵، مدت سه هفته را در تخت جمشید به رونوشت‌برداری دقیق از چند کتیبه‌ی سه زبانه سپری کرد و توانست جهت نوشتار و اینکه کتیبه‌ها دارای سه نظام نوشتاری هستند را تشخیص دهد. کارستن نیبور خط نوع نخست کتیبه‌ها یعنی پارسی باستان را ساده‌ترین نوع می‌دانست و برای نخستین بار فهرستی از الفبای خط میخی پارسی باستان با ۴۲ نشانه را منتشر نمود که ۸ عدد از این نشانه‌ها نادرست بودند. او علاوه بر این با الگوبرداری از نوشته‌های اوستایی، هر گروه از میخ‌ها را (که یک نشانه را تشکیل می‌دهند) با نقطه جدا کرده بود. نیبور رونوشت‌هایش از تخت جمشید و نقش رستم را در خاتمه سفرنامه‌اش و در سال ۱۷۸۸ منتشر نمود. کتیبه‌های DPe, DPd, XPe, DPa, XPb در تخت جمشید که نیبور آن‌ها را I, H, G, B, A نامگذاری کرده از جمله کتیبه‌های پارسی باستان هستند.

۲۰- فرانکلین (William Francklin): افسر شرکت هند شرقی سال ۱۷۸۷ 

۲- نخستین گام در رمزگشایی خط میخی پارسی باستان

سیلوستر دوساسی (Silvestre de Sacy): این زبانشناس بزرگ فرانسوی با بهره‌گیری از رونوشت‌هایی که نیبور از تخت جمشید و نقش رستم تهیه کرده بود توانست چند کتیبه از کتیبه‌های ساسانی؛ از جمله کتیبه شاپور دوم و اردشیر پاپکان در نقش رستم (کتیبه ANRmβ) را رمزگشایی و ترجمه کند و راز خط پهلوی را بگشاید.

ترجمه کتیبه اردشیر پاپکان در نقش رستم (کتیبه ANRmβ):

"خداوندگار مزداپرست، اردشیر، شاه شاهان ایران [شاهنشاه ایران]، پسر خداوندگار پابگ [بابک] شاه"

* دیگر کتیبه‌های ساسانی نیز این ساختار کلی " ... شاهنشاه ایران و انیران، پسر شاه ... " را دارند. 

گروتفند (Georg Friedrich Grotefend: 1775-1853)

گروتفند با این حدس هوشمندانه که شاهان ساسانی دنباله‌ی شاهان هخامنشی بوده‌اند؛ بنابراین احتمالا محتوای کتیبه‌هایشان نیز مشابه است ]با دردسترس داشتن ترجمه‌های سیلوستر دوساسی از کتیبه‌های شاهان ساسانی[ کار رمزگشایی را با تحلیل و همسنجی (مقایسه) کتیبه‌های G و B نیبور که دارای متنی کوتاه و اتفاقا مشابه یکدیگر هستند آغاز نمود.

متن، آوانویسی و ترجمه این دو کتیبه‌ی متعلق به خشایارشا و داریوش، که امروزه به نام‌های XPe و DPa شناخته می‌شوند را در دنباله این گفتار آورده‌ایم.

آوانویسی کتیبه‌های G (XPe) و B (DPa)

* برای مشاهده بهتر، عکس ها را دانلود کرده و مطالب را از روی حالت دسکتاپ مطالعه کنید. *

ترجمه‌ی کتیبه‌های G (XPe) و B (DPa)

خشایارشا، شاه بزرگ؛ شاه شاهان؛ پسر داریوش شاه، هخامنشی

داریوش، شاه بزرگ؛ شاه شاهان؛ شاه کشورها؛ پسر ویشتاسپ، هخامنشی؛ که این کاخ را ساخت.

"X شاه بزرگ(؟)، شاه شاهان، پسر Y (شاه)، از تبار هخامنشی" این ساختار کلی است که گروتفند طبق ترجمه‌ کتیبه‌های ساسانی انتظار داشت در این دو کتیبه وجود داشته باشد. (X نام شاه و Y نام پدر شاه است.)

1- گروتفند پس از مرور کتیبه‌ها، همانگونه که انتظار داشت توانست واژه پرتکرار "شاه" را تشخیص دهد. (توجه: واژه نخست هر دو کتیبه که پیش از واژه "شاه" آمده نام شخص شاه است.)

* واژه شاه در کتیبه داریوش با شماره‌های 2، 4، 5، 6 و در کتیبه خشایارشا با شماره‌های 2، 4، 5، 7 به شکل‌ و حالت‌های دستوری گوناگون تکرار شده است:

xšāyaθiya (شاه) , xšāyaθiyānām (از آنِ شاهان) , xšāyaθiyahyā (از آنِ شاه)

2- گروتفند دریافت که واژه شماره 1 در کتیبه B و واژه شماره 6 در کتیبه G یکسان هستند و طبق ساختار مورد نظرش به این خروجی رسید که این دو کتیبه متعلق به دو پادشاه می‌باشند که شاه نامبرده در کتیبه G فرزند و جانشین شاه نامبرده در کتیبه B است.

3- عباراتی که پیش و پس از نام پدر شاه در کتیبه G (یعنی واژه شماره 6) آمده، به طور مشابهی در کتیبه B نیز تکرار می‌شوند؛ بنابراین واژه شماره 8 کتیبه B نام پدر شاه اول است در حالی که عنوان شاه ندارد.

گروتفند با این استدلال‌ها و پس از شناسایی درست واژه شاه در کتیبه‌های پارسی باستان به دنبال نام شاهنشاهان هخامنشی گشت و در نظر داشت که این دو پادشاه یا کوروش و کمبوجیه هستند و یا داریوش و خشایارشا؛ اردشیر را هم که نامش طولانی بود از میان گزینه‌هایش کنار گذاشت. از آنجا که نام‌های کوروش و کمبوجیه با یک حرف همسان آغاز می‌شوند این دو را نیز کنار گذاشت و تنها داریوش و خشایارشا ماندند، ضمن اینکه پدر داریوش، یعنی ویشتاسپ شاه نبوده است.

گروتفند نام ویشتاسپ، داریوش و خشایارشا را اینچنین شناسایی و ارزش آوایی نشانه‌های آن‌ها را تعیین کرد.

Vištāspa (ویشتاسپ) آوانویسی

p q a t S i w پارسی باستان

pa sa a ta ša i vi حرف‌نویسی درست

p s a t š o g حرف‌نویسی گروتفند

* سیلوستر دوساسی اینچنین آورده که گروتفند ابتدا نام داریوش و خشایارشا و سپس نام ویشتاسپ را شناسایی نمود؛ ولی آنچه در اینجا می‌خوانید به همان ترتیبی است که گروتفند درباره روش کار خود بیان نموده است.

شناسایی نام ویشتاسپ در زبان پارسی باستان توسط گروتفند به شکل Goštāsp

گروتفند برای تعیین شکل کهن و پارسی نام پادشاهان هخامنشی از منابع یونانی (هرودوت، استرابو و ...)، عبری و اوستایی بهره برده بود. او در آغاز کار و با بهره‌گیری از ترجمه‌ی اوستای انکتیل دوپرون که نام ویشتاسپ را به چهار شکل از جمله؛ گشتاسپ ثبت کرده بود توانست پنج نشانه خط میخی را به درستی شناسایی کند.

نام ویشتاسپ در کتیبه B به صورت Vištāspahyā آمده که hyā- اتمامی آن، پسوند حالت اضافه مفرد است؛ چنانچه گروتفند کاربرد این پسوند را دریافته بود و می‌دانست که در واژه ده نشانه‌ای viStaqphya سه نشانه حالت اضافه (مِلکی) مفرد به نام ویشتاسپ افزوده شده است بنابراین هفت نشانه نخست را جدا نمود و حروف g-o-š-t-a-s-p را به آن‌ها اختصاص داد.

پرسش: با توجه به اینکه در کتیبه خشایارشا (کتیبه G) بی‌درنگ پس از گزاره‌ی "شاه شاهان" نام پدر شاه آمده است، در کتیبه داریوش (کتیبه B) پس از "شاه شاهان" گزاره‌ی "شاه کشورها" و سپس نام پدر شاه آمده است. پرسش اینجاست که گروتفند چگونه واژه dahyunām (کشورها) را به جای ویشتاسپ اشتباه نگرفت؟

گروتفند در بیان همین واژه می‌گوید که در کتیبه B عنوان شاه با یک واژه‌ی دارای پسوند حالت اضافه جمع متمایز شده و این واژه نام مردم Dāhu می‌باشد ؛ پس با شناختی که گروتفند از دو پسوند حالت اضافه جمع و مفرد در زبان پارسی باستان داشت مشخص است که دچار این اشتباه نشده و واژه‌ای که دارای پسوند جمع است نمی‌تواند نام خاص - ویشتاسپ - باشد.

شناسایی نام داریوش در زبان پارسی باستان توسط گروتفند به شکل Dārheuš

گروتفند در چندین واژه اوستایی دیده بود که گاهی با حرف h و گاهی بدون آن نوشته شده‌اند ؛ بنابراین h را به نشانه‌ y (ya) و (با توجه به نام داریوش در زبان عبری که داریاوِش (Dāryāveš) خوانده می‌شود) صدای e را به نشانه v (va) اختصاص داد که هر دو آن‌ها نادرست بودند.

شناسایی نام خشایارشا در زبان پارسی باستان توسط گروتفند به شکل Xšherše

سپس نام خشایارشا را که تعداد 6 نشانه‌اش را در نام داریوش تشخیص داده بود، آوانویسی کرد.

پرسش: گروتفند چگونه نشانه نخست (x) در نام خشایارشا را به درستی شناسایی نمود؟

از آنجا که نام خشایارشا (Xerxes) در الفبای یونانی به صورت Ξερξης (تقریبا kserksis تلفظ می‌شود - در زبان یونانی حرف šوجود ندارد) خوانده می‌شود، گروتفند با دقت در نخستین حرف نام خشایارشا به زبان یونانی؛ یعنی Ξ (که ksi نام دارد) دریافت که این حرف، معادل kš در زبان اوستایی است (گروتفند از انکتیل دوپرون بازگو می‌کند که واژه Araxes - در یونانی Αραξης که به چند رود، از جمله ارس نسبت داده شده است - تغییر شکل یافته Varakše می‌باشد که حرف نخست آن حذف شده و بنابراین kš معادل ξ یونانی است) پس در واژه‌نامه اوستایی دوپرون به دنبال واژگانی که با kš آغاز می‌شوند گشت اما چیزی نیافت؛ با این حال واژگان پرشماری یافت که با xš آغاز می‌شدند و جای شکی برایش باقی نماند تا نشانه x را (x: خ) بخواند.

سپس گروتفند آماده یافتن خوانش درست واژه هفت نشانه‌ای و رازآمیز شاه شد که انکتیل دوپرون در کتابش چهار واژه برای شاه در زبان اوستایی معادل آورده بود. گروتفند از میان این چهار معادل، واژه Xšeio را که برای واژه شاه (xSaysiy) مناسب‌تر دید برگزید و با این بیان انکتیل دوپرون که گفته بود a اتمامی در واژگان زبان اوستایی به صورت دمیده خوانده می‌شود به گونه‌ای که آن واژه به ah پایان کار می‌یابد؛ نشانه خاتمهی واژه شاه را معادل h در نظر گرفت و این واژه را Xšehioh خواند.

کتیبه B، رونوشت کارستن نیبور از کتیبه DPa داریوش

کتیبه G، رونوشت کارستن نیبور از کتیبه XPe خشایارشا

برچسب: نویسنده: حمید سلطانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 6:00

صفحه بندی